خشونت سرد
یک رییس جدید بجای آمحسن آمده است که کل هفته گذشنه تمام هم و غمش را گذاشته بود بر این که توی ذوق من بزند و حالم را بگیرد و موفق هم شد.یک جورهایی می خواست میخ ریاستش را محکم بکوبد که چون ما هم سابقه هستیم یک وقت من فکر نکنم می توانم از دستوراتش سرپیچی کنم و یا هر چی.تمام هفته گذشته را تحمل کردم و امروز تنها استراتژی خودم برای برخورد با عوضی ها را رو کردم و آنچنان محترمانه بی محلی کردم که تمام هفته گذشته که هیچ، تا یک سال آینده را پیش پیش بی حساب شدیم و قطعا این استراتژی را ادامه خواهم داد.قصدم این بود که آدم حسابش کنم و چهار تا کلمه بیشتر از سلام صبح بخیر و خسته نباشید خدانگهدار، حرف بزنم.اما،وجدانا پشیمان شدم از اینکه یک هفته تمام مثل یک آدم حسابی با او برخورد کردم در حالیکه سالهاست می دانم چه روان مریضی پشت آن حرف های تماما محترمانه و کاملا مودبانه بال بال می زند تا روان هر آدم سالمی که آن اطراف هست را چنان در هم بکوبد که هیچ راهی برایش نماند غیر از لال شدن.
◇این بی شرف نوعی خشونت سرد کلامی حاوی کلمات محترمانه و رفتار جننتلمن وار را به نمایش می گذارد که مثلا خود من احساس بایکوت شدن همراه با ناتوانی کامل در برابر این جانور خطرناک را تجربه می کنم.
◇ فیلم:گناهکاران sinners2025
نظر : برای اولین بار استعاره خون آشام در فیلم ها را درک کردم.واقعا این JERK که در موردش نوشتم خون آشامی است برای خودش.چطوری؟ تحمل آرمشت را ندارد و تمام تلاشش را می کند تا هر طوری که شده است آرامشت را بگیرد.با این وجود بی محلی حتی خون آشام را هم از پا در می آود.واقعا؟ بله.دیدم که میگم!
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.