بر اساس آخرین اخبار، سگ رییس یک نامه بلندبالا در نکوهش من نوشته است و خاطرنشان ساخته است دیگر من را برای انجام وظیفه در آن واحد فوق مهم نمی خواهد و شایسته است فردی که ادب و ادبیات سرش می شود را بفرستند بجای من و همانا من بسیار بی شخصیت، بی انضباط،سرکش و زبان نفهم هستم. البته که اشاره نفرموده است اشکال از من نیست که زبان سگ را نمی فهمم.
آقایان روسا هم پشت هم را خالی نکرده اند و آنچنان تنزلی به من داده اند که تقریبا به نقطه صفر استخدامی ام بازگشته ام منتها با موهایی سفید و چشمانی ضعیف و اعصابی خط خطی و قلبی متنفر از سیستمی که تنها چیزی که برایش مهم نیست چیزهایی است که برای انصاف و عدالت است.خلاصه که به فاک رفته ام خیلی هم اساسی. تقریبا هر چیزی که برایم مهم بود را از دست داده ام.
و اکنون در نقطه صفر به سر می برم. شاید بپرسبد نقطه صفر چیست؟ نقطه صفر مکان نیست. یک حالت است و اصولا توضیح حالات سخت است اما نه برای وضعیت فعلی مردم ایران. زیرا همه ما هم اکنون در وضعیت صفر قرار داریم و نمی دانیم چه خواهد شد.اما، مطمئن هستیم انفاقی خواهد افتاد و لازمه افتادن چنین اتفاقی از دست دادن هر آنچه داریم، می باشد البته اگرچیزی مانده باشد.
راستش را بگویم برای من دو دست مانتو- شلوار شیک و نو مانده است که بکی را اصلا نپوشبده ام و یکی را فقط یک بار پوشیده ام. یک سال به عنوان لباس فرم از طرف اداره بع ما دادند ومن از رنگش خوشم نیامد و نپوشبدم. الان داو انداخته ام مه فردا عکسشان را بکیرم و بگذارم توی دیوار.بلکه به فروش برود و پولش را بزنم به زخمی( خودم یاد جورج اوول افتاده ام و لباس هایی که به گرو می گذاشت)
منظورم این است که چون من دیگر تقریبا چیزی برای از دست دادن ندارم و شکر خدا همه را از دست داده ام، می توانم با خیال آسوده بگویم در نقطه صفر به سر می برم و خصوصیت شهروندی در چنین نقطه ای همان است که نوشتم اما، حالی که می دهد هم خیلی حذاب و لعمتی است. کلا جهان و مافیها برایت اهمیتی ندارد و به درک تکیه کلامت می شود و به اشعار خیام و صدای شجریان پناه می بری،
🩶در این واویلا سارا چند تا قرص رنگی را روی کابینت پیدا کرده است و می پرسد:
- ااااا پروتئین می خوری؟
- اونا اسمارتیزن
- اسمارتیز می خری؟
- یا محمد برای همکارها آورده بود
- یا محمد کیه؟
- یه همکاری داشتک که کار یاد نمی گرفت و رشوه جمعی می داد
- اوه چه باهوش!
- میگم دیرآموز بود
- باشه. احتمال باهوش بودنش همچنان روی میزه!
- چطور؟
- خر کردن آدم ها هوش زیادی می خواد. مثلا خود تو در این حوزه نمره ت صفر هم نمیشه. زیر منفی میره به نظر من
- خر کردن آدمها خیلی هک ساده ست. بستگی داره چه آدمی رو بخوای خر کنی و اصلا خر کردن رو به عنوان یک متد قبول دلشته باشی. من با خر کردن حتی خود خر موافق نیستم. چون یک کار پست فطرتانه ست به نظرم.
- پست فطرتی که هست ولی کار هر کسی هم نیست
- جرا نیست سارا. همین امروز یک صندوق طلا اعلام ورشکستگی کرد. فکر می کنی مدیرانش خیلی باهوش بودن؟نه اصلا و ابدا، مردم زود خر میشن!