یک وانت بار دیدم که ذرت می فروخت.رفتم و چهار تا ذرت مکزیکی خریدم و از فروشنده پرسیدم:

- راستی انار فروش ها کجا هستن؟ قبلا این مسیر پر از وانت هایی با بار انار بودند؟

جواب:

- راستش نمی دونم خانم.من از مغازه ها خرید می کتم و دیشب برای خانواده انار خریدم کیلویی دویست و پنجاه‌.

- خوب وانتی ها که ارزونتر میدن

- بله.اما وجدان ندارن.شما به من نگاه نکنید که انصاف دارم و بهترین ذرت رو میدم دست مشتری‌.هیچکدوم از همکارها مثل من نیستن و همینجوری درهم هر چی آشعاله میدن دست این مردم بدبخت

◇ عرض شود که من هیچ تعصبی روی اینکه کجا خرید می کنم ندارم.هر جا که مسیرم بخورد و جای پارک داشته باشد و خودم هم عجله نداشته باشم،پارک می کنم و خرید می کنم.حالا می خواهد گرانترین میوه فروشی شهر باشد یا کسی که با فرغون میوه می فروشد.راستش،تجربه به من ثابت کرده است همه شان سر و ته یک کرباس هستن و کلاهبردار و کلاش.هم در گرانترین میوه فروشی شهر میوه ترش و بدمزه به من انداخته اند و هم یک میوه فروش که با فرغون کاسبی می کرد به من میوه آشغال فروخته است.برعکس هم بوده است.پس سعی کردم پزی که میوه فروش داد را نشنیده بگیرم و به زندگی ام ادامه دهم.

◇ اینجا جمعه ها همه مغازه ها باز هستن.قبلا اینطوری نبود واقعا.

فیلم: blue moon2025

نظر: فیلم رو دوس داشنم.