حلوا داشت با شیشه شیر، شیرخشک میل می کرد و من شروع کردم دست کشیدن روی موهایش و در مقابل خانم با تمام توانی که داشت یک نیشگون از دست من گرفت.خواهرم در حالیکه از این حرکت دخترش برآشفته بود و از طرفی نمی خواست کار حلوا را خیلی مهم جلوه دهد، با یک لحن خنثی پرسید:

- حالا این ناز بود یا نیشگون؟

حلوا در جا جواب نداد و به شیر خوردن ادامه داد و فقط وقتی ما را از ابهام درآورد که وقت استراحت دادن به فکش بود.به این ترتیب که یک نفس گرفت و بعدش جواب سوال را داد:

- نیشگون!

و به شیر خوردن ادامه داد

◇ کلمه نیشگون به کوردی خیلی سخت تر از معادل فارسی آن است و همه در حیرت هستیم که این فسقلی این کلمه سخت را چگونه یاد گرفته است؟

◇ فیلم: نگران نباش نمی تونه زیاد رو پاهاش راه بره.

Dont worry he wint get far on foot2018

نظر: همین الان اعتراف می کنم که من می خواستم فیلم Dont worry darling را بینم و نا آخر فیلم فکر می کردم دارم آن را می بینم.چرا؟ از بس بی دقت هستم.اما، فیلم بدی نبود و چیزی که یاد گرفتم این بود که بجای حرف زدن از وقایعی که باعث ناراحتی ما می شود باید به دلیل ایجاد آن ناراحتی ها پرداخت.مثلا در مورد پست یکی به آخر من، سوالی که من باید از خودم بپرسم این است:

چرا آن رفتارها من را ناراحت می کند؟

نه اینکه چیزهایی که اعصاب من را قلقلک می دهد را هی تکرار کنم.البته قبلا هم این را می دانستم اما این نظریه زیادی شور به نظر می رسد.چون به هر حال همه از محیط تاثیر می پذیریم.نمی دانم.

یک دیالوگ از فیلم،:

خودت رو با پر تنبیه کن نه با چماق