این کیوان صبح علی الطلوع شروع کرد به بد و بیراه گفتن به برادر همسرش که دانشجوست و به خاطر یک ‌کلاس درسش حاضر نیست پدرش را ببرد دکتر.خلاصه کیوان نخ را ول کرد و همکاران گرفتند و تا توانستند به بچه های این نسل تاختند و از نسل خودشان تعریف کردند و از این رهگذر سقلمه های کلامی متعددی به خانواده همسرانشان زدند.من ساده فکر کردم این کیوان چقدر ساده است که اینقدر ساده مسائل خانوادگیش را با صدای بلند برای همکاران تعریف می کند.نگو کیوان نه تنها ساده نیست بلکه خیلی هم پفیوز است.چون منظورش از آن حرف ها جلب توجه رییس و ایجاد حس همدردی در او برای اجازه دادن به کیوان بود که صبح برود تا همراه پدرزنش باشد در طول کولونوسکوپی و تا دوازده ظهر برنگردد و هیچ کسی هم حتی اخمی به او نکند با اینکه نه پاس گرفته بود و نه مرخصی و نه رعایت من را کرده بود و نه آکو.

◇ شرایط سختی بر من تحمیل کرد و البته که عصبانی بودم اما فکر اینکه دلیل این درهم برهمی کولونوسکوپی پدر زن کیوان است باعث خنده ام می شد.فکر کردن به همه دلایلی که مثل زنجیر به هم وصل شده بودند تا چنان موقعیت مزخرفی را پیش بیاورند واقعا به نظرم حیرت آور می رسید‌‌.

فیلم: سفر بزرگ جسورانه زیبا

A big bold beautiful journy 2025

نظر: جالب بود‌.آدم را بین گذشته و حال و آینده تاب می داد.