صاحب باغ وحش واحد روبرویی یک پسر نوجوان است به اسم اهورا که امروز سعادت دیدار با این طوطی بان نصیب من شد.اتفاقا کلی هم به درد خورد.چون آسانسور در طبقه اول گیر کرده بود و بالا نمی آمد و مادر اهورا خیلی راحت و طوری که بگوید:

- اهورا جان بک لیوان آب بده

گفت:

- اهورا جان برو پایین و در آسانسور رو ببند

اهورا هم بدون هیچ حرف و حدیثی در جیک ثانیه رفت و آسانسور را هل داد بالا.

با مادرش سوار آسانسور شدیم و تا من بخواهم بحث را به جیک و جروک پرنده ها بکشم،رسیدیم پایین و هیچی دیگه الان دارم به سمفونی طوطی و قناری گوش می دهم و احساس می کنم چند قبضه کلاغ و کرکس هم عضو گروه کر اهورا باند هستند وگرنه تولید اینهمه صدای گوشخراش غیر ممکن بود.