شعبه سوم
1.
مامان یک بسته حمایتی- گرمایشی شامل چندین پتوی سنگین وزن و یک تشک خیلی قطور و یک عدد کرسی تهیه کرده بود برای گذر از زمستان سرد خانه شاخ آفریقا.همه را به من تحویل داد و گفت:
- احاق برای زیر کرسی نداشتم.خودت یکی بخر.
خواهرم گفت:
- خارجی بخر
مامان جواب داد:
- اجاق مدل خارجی نداره.خارجی ها اجاق ندارن.اجاق مخصوص خودمونه که شعبه سوم هستیم!
من گفتم:
- ما چی هستیم.
خواهرم جواب داد:
- جهان سوم!
2.
این روزها هر کسی حلوا را می بیند نمی تواند دست از تعریف و تمجید ابن گوله برف بردارد و مثلا خودم من تا می بینمش در حال غش و ضعف می گویم:
- چقدر تو خوشگلی چقدر تو نازی
بعد این بچه ضمن حظ وافر بردن از چنین تعاریفی در یک اقدام ناگهانی و با گفتن کلمه:
- عاقل
می زند توی پر هر کسی که دور و برش است.
◇ انگار اصرار دارد عقلش را بیشتر بستاییم تا چیزهای دیگر. که البته منطقی است.ولی آخر کدام عقل؟
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.