صبحانه امروز
از اینکه صبحانه امروزم موز و بلال بود،خودم هم تعجب کرده بودم.کاملا تصادفی و بدون هیچ برنامه خاصی یک بشقاب سبز رنگ با طرح آدم های اولیه و غارنشین را آورده بودم و موز یخ زده و بلال پخته را گذاشته بودم داخل آن و در حال صرف بهترین صبحانه عمرم بود.یهو پیراهنم توجه ام را جلب کردند که راه راه افقی بود و معمولا انتخاب من برای پوشیدن نیست و همیشه ته سبد بدون استفاده می ماند.چرا خریده بودم؟ احتمالا چون جنسش خوب بوده است و قیمتش ارزان.به هر حال به درد این شرایط می خورد و من بدون فکر آن را برداشته بودم و الان این پیراهن راه راه من را یاد زندانیان کارتون دهکده حیوانات انداخته بود که آنقدر زندان به آنها خوش می گذشت که دلشان نمی خواست آزاد شوند.تضاد عجیب بین صبحانه باکلاسم و لباس راه راهم باعث یک لبخند بزرگ شد و بدین ترتیب امروز را با لبخند شروع کردم.کاری که می خواهم بعد از این هم ادامه بدهم.
◇ حلوا از طرح این بشقاب ها خیلی خوشش می آید و آدم اولیه را نی نی صدا می زند.
◇ لباس های امروز من ضایع بود.اما، رنگ لباس های خاتمی در بیمارستان را که دیدم فهیدم در این زندگی حتی حق انتخاب لباس با خود آدم نیست.
◇ حرف از خاتمی شد.یک سوال ته ذهنم بالا آمد.واقعا ترامپ و رهبران اروپا حتی یک درصد احتمال می دادند پوتین با زلنسکی سر یک میز بنشبند؟ اگر اینطوری باشد ابله هستند.
فیلم ها:
فیلم: مادی گرا 2025(Materialist)
نظر: عالی بود.خیلی فیلم رو دوس داشتم
یک جمله از فیلم:
هر وقت در زندگی سردرگم شدید و می دونم که سردرگم خواهید شد.جواب ساده ست:
برید همون جایی که عشق هست.
فیلم: کسانی که آرزو دارند من بمیرم2021
Those who whish me dead
نظر: افتضاح بود.البته اکشن ژانر مورد علاقه من نبوده هیجوقت.
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.