گچ گیر- جن گیر
♡این مدت حاوی مقداری خشونت کلامی است.لطفا اگر خیلی حساس هستید، مطالعه نفرمایید.مرسی
دکتر تا عکس را دید با قاطعیت گفت استخوان انگشت دوم شکسته است و شکستگی داخل مفصلی است.
رفتم برای گچ گیری و گچ گیر گرامی دستور داد که شلوارم را تا زیر زانو بالا بکشم.تا زیر زانو! واقعا؟ چرا؟
شلوارم همان مام فیتی بود که خرترین خیاط خاورمیانه پاره اش کرده بود و به هیچ وجه بالا نمی رفت.
گچ گیر گرامی یک قیچی خیاطی که نمی دانم آنچا جه می کرد برداشت تا شلوار به آن عزیزی را پاره کند!
البته که اجازه ندادم و داد و بیداد و اینا در نهایت دستور داد یک ست لباس اتاق عمل برایم بیاورند و آوردند.
بعد دو تا دکتر یک گچ- آتل برایم نصب کردند از کف پا تا زیر زانو فقط بخاطر شکستگی یک انگشت!
یکی از دکترها خودش اذعان کرد که این کار مسخره است و راه بهتر بی حرکت نگهداشتن پای چپم است!
خلاصه که با یک گچ- آتل تا زیر زانو و ذهنی پریشان و مشوش رفتم تا دکتر برایم استعلاجی بنویسد
و داستان اصلی جلوی در اتاق دکتر اتفاق افتاد جایی که یک پسر جوان بیست و دو- سه ساله تکیه داده بود به دیوار و منشی دکتر داخل یک محفظه شیشه ای نزدیک به ما نشسته بود.محفطه سه تا دیوار داشت و سمتی که دیوار نداشت رو به ما بود بنابراین منشی محترم به راحتی صندلی اش را چرخاند و خودش را وارد بحت بسیار عجیب و غریبی که بین من و پسر جوان در گرفته بود کرد:
پسر جوان از من پرسید:
- چی شده؟
- انگشت پام شکسته
- واسه یه شکستگی انگشت اینقدر ناراحتی؟
- تجربه قبلی دارم و می دونم چقدر سخته
- خوبه توی جنگ نبودی وگرنه یک اسلحه دستت می گرفتی و هنه رو می کشتی
این حرف بی ربط را که زد فهمیدم چند تا تخته اش کم است.اما بحث ادامه پیدا کرد :
- قبلا هم شکستگی داشتی؟
- آره کلا خیلی دست و پام میشکنه
- شاید دعا و طلسم در کار باشه
- چی؟
- دعا و طلسم.معلومه اعتقاد نداری ولی اگه داشتی می گفتم باید چکار کنی.
- من خودم بی دقتی کردم.اصلا چرا کسی باید دستاش رو ببره رو به آسمون و برای من دست و پای شکسته آرزو کنه!
- اینجوری که دعا نمی کنن.
- چه جوری دعا می کنن؟
- من نمی دونم.اگر می دونستم می شدم دعا نویس.فقط می دونم یک دعا نویس سر چهار راه فرح هست که همیشه غلغله ست.نزدیک خونه ماست و نمی دونی کیا میان و میرن.
- جقدر میگیره؟
- پونصد- ششصد تومن
- واسه هر دعا؟
- بله
- واااااو
- مورد دیدم زن اول دعا نوشته و شوهرش زن دوم رو طلاق داده.یا زندگی ها به هم ریخته.عموی من گاهی میره برای پاکسازی سد و هر بار کیلو کیلو دعا از کف سد میاره بالا.آخه می دونی اگه یه وقت دعا توی خونه تون پیدا کنین نباید بازش کنید بهتر بندازید توی آب
- اونوقت چطوری بفهمیم توش چی نوشته؟
- بهتره نفهمی.چون قطعا چیز خوبی توش نوشته نشده و اگر بازش کنی اون اتفاق بدی که بخاطرش برات دعا نوشتن بدتزش اتفاق می افته.یعنی دعا بیشتر کار می کنه
اینجا منشی وارد بحث شد و گفت:
- با شرمندگی باید بگم من حتی خدا رو نمی پرستم اما چند وقت پیش یک دعا توی خونه مون پیدا کردم که واویلا!
پسر جوان پرسید:
- بازش کردی؟؟
- آره حتی ازش عکس هم گرفتم
و توی گوشیش تا آخر بحث دنبال عکس دعا گشت و آخر سر هم پیدا نکرد.
پسر حوان گفت:
- نباید بازش می کردی.باید می نداختی توی آب
من پرسیدم:
- جی نوشته بودن؟
- نمی دونم.وایسا پیداش کنم!
- خوب اگر نمی دونی چی نوشتن از کجا می دونی چیز بدی نوشتن؟
- وقتی دعا رو گذاشتن و رفتن یعنی طلسم و جادو بوده.دعای محبت که پرت نمی کنن خونه آدم.در ضمن اون مدت خونه مون آشوب بود.الان بهتره
- که اینطور!
پسر جوان ادامه داد:
- من یک زن عمو داشتم که تقریبا دیوانه شده بود!
- یعنی جی؟ چکار می کرد که بهش این برچسب رو زدید؟
- خیلی کارها.نصف شب بلند می شد و می گفت من مرد هستم! بعد هیچ کسی درمانش نمی کرد.تا اینکه یک روز یک مرد که چشم سوم داشت زن عمو رو تو خیابون می بینه و صداش میزنه و بهش میگه:
- خانم شما جن تو بدنتون حلول کرده!
- واقعا؟
- بله.واقعا.
- خوب چکار کردید؟
- هیچی آوردیمش توی خونه و زن عمو و جن گیر رو گذاشتین توی یک اتاق تاریک با یک آینه بزرگ که فقط یک چراغ کوچک روشن بود.جن گیر جن رو از سر انگشتان زن عموم خارح کرد.یعنی ما با چاقو زیر ناخن زن عمو رو زخمی می کردیم به حدی که خون می اومد و در نهایت با بدبختی جن خازج شد.جن گیر گفت که این جن پتج هزار سال عمر داره و عاشق هم هست!
در این جای قصه کسی پسر جوان را صدا زد و رفت.من هم پیش دکتر رفتم و یک هفته استعلاجی برایم نوشت و فردا قرلر است بروم پیش دکتر متخصص تا ببینم نظر متخصص چیست.اما، تا حالا دوبار عکس را به دو تا هوش مصنوعی نشان داده ام و هر دو نطرشان این بوده است که استخوان نشکسته است.من هم روی حساب نظر این باهوش های مصنوعی گچ- آتل را باز کردم و تا حدی خیالم راحت شده است.گرجه تورم ها بیشتر شده است و انگشتم کمی کبودی نشان می دهد.
◇یک جمله از سریال دپارتمانq:
_( اون چیه که ) انگیزه جهانی تمام جنایات در طول تاریخ بشریته
- عشق؟
- پول
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.