مادر خورخه
یک مصاحبه از خورخه بورخس نویسنده آرژانتینی دیدم که خبرنگار از او پرسید:
- آیا مادرتان درباره آثار شما نظر می داد؟
جواب داد:
- بله. یک بار من داستانی نوشتم در مورد دو برادر که عاشق یک زن می شوند. در نهایت برادر بزرگتر زن را می کشد. اما، نمی دارند چگونه این خبر را به برادر کوچکتر بدهد.من نمی دانستم او چطور باید این را ابراز کند و کلید داستان بستگی به واژگان داشت.ان موقع مادرم به من گفت بگذار فکر کنم.بعد با لحن متفاوتی به من گفت:
- می دانم به او چه گفت.گفت:
«به کارمان برسیم برادر! امروز صبح کشتمش»
🩶 اینکه داستان در مورد مردی است که زنی را کشته به شدت قلب من را متاثر کرد. اما، خود من فیلم را متوقف کردم و در مورد جمله ای که قاتل باید می گفت، کلی فکر کردم و به نتیجه نرسیدم.مادر بورخس نابغه بوده است.
🩶 مثل اینکه این کتاب به اسم خرمکس معرکه ترجمه شده است که باید بروم و بخرمش
🔺فیلم: عبورcrossing2025
🔻نظر: به حدی سانسور داشت که تقریبا چیزی نفهمیدم.غیر از اینکه عوامل فیلم به دنبال ساخت فیلمی شبیه «آیدا » بوده اند و میزان موفقیت شان ده از صد هم نبوده است.
🟤 درستش این بود که در مورد رفت و آمدهایم به اتاق مدیر عامل و جنگ و دعواهایی که کردیم، بنویسم. اما هنوز نورون هایم سر جایشان برنگشته اند. فقط خوشحالم که مرغم را روی یک پا نگه داشتم و همچنان گفتم: نع
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.