از یک طراح لباس درجه یک پرسیدند:

- لاکچری ترین لباس از نظر شما چه لباسیه؟

جواب:

- لباسی که باهاش راحت باشی.

روی این حساب بیخیال پیشنهاد هوش مصنوعی و استایل سبز زیتونی و سفید شدم و برای مهمانی امروز یک شلوار کنف ساده کرم با یک تیشرت کرم پوشیدم و خلاص.

مهمانی خانه رویا دوستم بود.من و سارا دعوت بودیم با آرزو.آرزو با دو تا بچه اش آمده بود که یکی از یکی مودب تر بودند و ودخترهای رویا هم که یکی از یکی گل تر.

اما، در حالیکه من و سارا روی مبل لم داده بودیم و از خودمان پذیرایی می کردیم این دو تا مادر عین جت از این اتاق می پریدند آن اتاق و دنبال بچه ها می دویدند.

در برگشت وقتی آرزو را رساندم و فقط سارا توی ماشین ماند هر دو از اینکه بچه نداریم یک دور شکرگزاری کردیم و بخاطر آرامشی که داربم به خودمان تبربک گفتیم.

◇ البته دو تا مادر هم خوشحال و سرحال بودند و راضی از زندگی.که بخاطر آن واقعا من و سارا خوشحال شدیم.من فکر می کردم الان خسته و درب و داغان هستند که اصلا اینطوری نبود و برعکس عاشق بچه ها، خانه و زندگیشان بودند و از انتخاب هایی که کرده بودند هم بخاطر ازدواج و هم بخاطر داشتن دو تا بچه کاملا راضی بودند و هیچ گله ای نداشتند.