در کمال شگفتی
یادم باشد دیدن خفت و خواری آدم های پست هیچ احساس خوبی در من ایجاد نمی کند.اصلا هیچ توع حسی چه خوب و چه بد را در من به وجود نمی آورد.
روزهایی در زندگیم بوده است که از ته دل ارزو کرده ام به خاک افتادن و زبونی کسی را ببینم و دیده ام.بارها هم دیده ام.اما،هیچ اهمیتی برایم نداشته است.
چند وقت پیش خفت و خواری ایوان مخوف را دیدم.امشب در مراسم افطاری کرک و پر ربخته ی پروین را دیدم و کمی قبل تر ا دست کمال برایم رو شد.
اما، هیچ کدام هیچ اهمیتی برایم نداشتند.اصلا انگار نه انگار زمانی از این شیاطین متنفر بوده ام.بی اهمیت بی اهمیت هستند در کمال شگفتی!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 0:23 توسط پرژین
|
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.