به راننده اسنپ زنگ زدم و گفتم:

- چرا تشریف نمیارید؟ ده دقیفه ست منتظرم؟

- چی؟ مگه سوار نشدی؟

- معلومه که نه.من منتظرم!

- پس این خانم کیه که سوار شده؟

- هر کی که هست.من نیستم.

بعد راننده به خانم گفت:

- خانم چرا سوار شدی؟

خانم یک حرف هایی زد که برای من مفهوم نبود و همین آمپرم را بیشتر پراند.داد زدم:

- یعنی چی آقا؟یعنی شما هر کی رو که بپره و سوار ماشینتون بشه رو به مقصد میرسونید؟

- من از کجا بدونم کی بهم زنگ زده؟!عکس من میره ولسه مسافر.عکس مسافر که برای من نمیاد!

در نهایت،آن خانم پیاده نشد و من ماندم و حوضم.

◇ نمی دانم آدم ها در این مملکت با این همه اتفاقات رئال- فکاهی روزانه چرا پیر می شوند؟