دخترک پرسید: یعنی چه؟

-یعنی اینکه قانونا وجود نداری.

استلا چینی به پیشانی انداخت و گفت:

- شاید هم حقیقت داشته باشد.من وجود ندارم.خودم هم گاهی همین حس را دارم.

روکو گفت:

- فهمیدنش خیلی آسان است.قبل از انکه به سوالم جواب بدهی،فکر کن آیا حس می کنی که کسی را دوست داری؟

- بک گمی!

روکو لبخند زد.لبخند ساده و خوش حال همیشگی بار دیگر به چهره اش برگشته بود.گفت:

- پس وجود داری.این ساده ترین و مطمئن ترین مدرک وجود داشتن است.

برگرفته از کتاب یک مشک تمشک

نوشته ی اینیاتسیو سیلوئه