امروز علاوه بر چشمان خسمگین آن طفل معصوم که همه اش جلو چشمم بود.یک سوال احمد هم توی گوشم بود و هی تکرار می شد:

- زاویه کوهی که رفتی چند درجه ست؟

البته که احمد مهندس است و پرسیدن چنین سولی از یک مهندس طبیعی است.اما،اینکه من جواب درست را نمی دانستم هم طبیعی است.گرچه،واقعا احساس می کنم زاویه چهل و پنج درجه را بالا می روم.اما خوب این فقط حدس بود و نه یک جواب دقیق به یک پرسش دقیق.