خبر پرسینگ بینی دخترخاله بیست و دو ساله ام که رسید،همه رای بر بی عقل بودنش دادیم و ایش و ویش کردیم و برای خاله ام دل سوزاندیم که زن بیچاره چه دختری افتاده است دنبالش!

بعد این همه ماجرا نبود.محل پرسینگ ملتهب شده بود و عفونت کرده بود و از این داستان ها.من تا اینجا سکوت کرده بودم و وقتی فهمیدم به خودش آسیب زده است فقط گفتم: روانی!

این وسط مورچه به جلز و ولز افتاده بود که اتفاقا پرسبنگ بینی خیلی هم زیباست و این عفونت و التهاب موقت است و دخترخاله چند روز بعد صحیح و سالم خواهد شد و البته باکلاس!

نظرات مورچه و تفاوت کهکشانی اش با نطرات ما، باعث شد،بالاخره همت کنم و بروم مرکز روانشناسی خوش نامی که خانم آرایشگرم معرفی کرده بود و برای مورچه وقت تراپی بگیرم.

پنج جلسه ای می شود که مورچه تراپی می رود و راضی است.اما،تراپیست ناراضی است و می خواهد بداند ما از جان این بچه که نرمال و سالم است چه می خواهیم؟

مورچه در شرایط نرمال و سالمی نیست تا نرمال و سالم باشد و با اینکه آرزوی ما نرمال و سالم بودن این بچه است،اما می دانیم که نیست.حالادمعیارهای خانم تراپیست چیست،نمی دانم!

◇ مهم نیست چه کاری،ما هر قدمی برای مورچه برمی داریم،از طرف این مردم متهم می شویم.