محفظه خوب شونده
چند سال پیش،یک شب که با پلنگ بازی می کردم و در میدان نبرد بازی مان شمشیر می زدم و پیاپی شکست می خوردم و سربازهایم را از دست می دادم،مجبور شدم تسلیم شوم و بازی را تمام کنم.اما،پلنگ بخاطر اینکه بازی تمام نشود توی هوا یک مستطیل شبیه ماشین کشید و گفت:
- سربازهات رو نفر به نفر بذار داخل این!
- این چیه؟
- محفظه خوب شونده ست!
- محفظه خوب شونده چیه؟
- نمی دونی؟سربازهات رو از این طرف وارد می کنیم و از اون طرف صحیح و سالم تحویل می گیریم!
از همان لحطه عاشق این ایده شدم و آرزو کردم یک روزی چنین محفظه ای اختراع شود.یعنی الان اگر کسی از من بپرسد تنها آرزویت چیست؟جواب خواهم داد:
- اختراع محفظه خوب شونده!
همین.هیچ آرزوی دیگری ندارم.
◇ کاش همه ندول های دنیا بدون دردسر باشند.کمی دارو بخورند و بروند پی کارشان.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 11:18 توسط پرژین
|
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.