بازار تخمه فروشی
من خودم از وراج هم تخمه آفتابگردان خریدم و هم کدو.اما،خوب اشتباه کردم.باید می گفتم اینجا محل کار است نه کاسبی شخصی و با همین یک جمله کوتاه خودم را از شر تبعات تخمه فروشی این گردن خورد نجات می دادم.تبعاتش چیست؟مرتب تلفنش زنگ می خورد و سفارش می گیرد.هر روز کیسه کیسه انواع تخمه ها را می آورد و می گذارد روی میزش و همکارها می آیند و سفارش هایشان را برمی دارند و بعضی هایشان را هم می سپارد به من تا تحویل دهم و برای اشتباه نکردن من اسم همکارها را روی محموله ها می نویسد و یک بساطی راه انداخته است که مسلمان نشنود،کافر نبیند.اوج تراژدی امروز اتفاق افتاد که یک کیسه تخمه آفتابگردان بو داده را بین همکاران می چرخاند و تبلیغ آپشن جدید خدماتش را می کرد.من گفتم:
- این چیه؟
- از این به بعد هر کی بخواد تخمه ها رو می دم براش بو بدن!
- چه بد شد من خام بردم!
- میخوای برش گردون تا ببرم برات بو بدن بعد برات بیارم!
خواستم بگویم:
- نمی خوام پدرسگ!
اما، نگفتم.ارزش ندارد واقعا.
◇ واحد ما قبل از ایجاد این آشفته بازار هم در و پیکر چندانی نداشت و با این کار کلا رفته ایم زیر رادیکال و تبدیل شده ایم یک واحد بی در و پیگر و بی سر و صاحب مورد تمسخر واقع شده!
◇ قیمت اگر بخواهید آفتابگردان ۱۳۰ است و کدو ۲۰۰.
حرفهايم را نمى زنم،مى نويسم.