اصلا و ابدا برای سرماخوردگی نباید دکتر رفت.چون در حالیکه آدم خودش می داند باید آموکسی سلین و ادالت کلد استفاده کند،قرص و داروهای عجیب و غریبی تجویز می کنند که فقط باید گفت خدایا توبه.

البته که ویروس های سرماخوردگی برای توبه کردن تره هم خورد نمی کنند و نهایت کاری که بتوانند بکنند تبدیل سرماخوردگی به برونشیت است.بنابراین پیش مامان رفتم تا قرص و داروی درست و حسابی بگیرم.

مامان آموکسی سلین نداشت و بجایش یک ورق قرص به من داد که فقط دوتا قرص در آن مانده بود و به من اطمینان داد که این از آموکسی هم بهتر است.ورق قرص را نگاه کردم.سفیکسیم بود.یکی را خوردم.

خیلی زود سطح انرژ یم از صفر به شصت رسید و توانستم چند کار را انجام بدهم.از بس تاثیرش خوب بود،خودم رفتم داروخانه یک ورق اموکسی و یک ورق سفیکسیم خریدم و قیمتش مثل برق من را گرفت.

به مامان گفتم:

- یک ورق اموگسی و یک ورق سفیکسم شد نود و شس هزار تومن!

این قیمت برای مامان اصلا عجیب نبود.خیلی عادی سرش را تکان داد و گفت:

- آره.اینجوریه.اون قرص زردها گرونن!

و منظورش از قرص زردها سفیکسیم بود که صبح به من داده بود و واقعا خوب اثر کرده بود.فک کردم :

-حداقل حالم رو خوب کرد پس جهنم که گرون بود!

بعد الان که رفتم سفیکسیم بالا بندازم دیدم زرد نیست.سفید است.ولی امیدوارم کارکردش به خوبی کارکرد قرص های زرد باشد!